الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

181

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

به فراق آنها مبتلا شدند و بجاى همدمى همسران مفارقتشان را گزيدند ، اكنون نه بر يكديگر تفاخر مىكنند و نه توليد نسل مىنمايند نه يكديگر را ديدار ، و نه با هم سخن مىگويند ، پس اى بندگان خدا ! بر حذر باشيد همچون كسى كه بر نفس خود پيروز و بر شهوتش غالب و با چشم عقلش مىنگرد ، زيرا امر ( دنيا و آخرت ) واضح ، نشانه‌هاى اين راه بر جا ، طريق صاف و آشكار و راه مستقيم است . كلام - 162 از سخنان امام عليه السّلام كه در پاسخ بعضى از يارانش از طايفه بنى اسد فرموده است ، ( 309 . ) وى از آن حضرت پرسيد : چگونه شما را از اين مقامى كه سزاوارتر بوديد بر كنار نمودند ؟ امام ( ع ) در پاسخ فرمود : اى برادر اسدى ، ( 310 . ) تو مردى مضطرب و دستپاچه‌اى ، بى موقع پرستش ميكنى ! اما در عين حال احترام خويشاوندى و بستگى برقرار ، و حق پرسش محترم است اكنون كه مىخواهى بدانى ، بدان ، اما استبداد ( خلفاء ) در برابر ما نسبت به مقام خلافت با اين كه ما از نظر نسب بالاتر ، و از جهت ارتباط با پيغمبر ( ص ) پيوندمان محكم‌تر مىباشد ، بدينجهت بود كه عده‌اى بر اين مقام بخل ورزيده ( 311 . ) ( و با نداشتن شايستگى آن را تصاحب نمودند ) و گروهى ديگر ( خود ما ) با سخاوت از آن صرف نظر كردند ، حاكم و داور خداوند است و بازگشت در قيامت به سوى او ( در اينجا امام ( ع ) به شعر امرء القيس تمثل جست كه حاصل معنى آن اين است ) « سخن از گذشتگان بگذار و سخن از آنچه امروز با آن رو برو هستم ( يعنى معاويه ) بگوى » ! ( 312 . ) روزگار پس از آنكه مرا گريانيد به خنده آورد ، به خدا سوگند اين تعجب ندارد اوه ، چه جريان عجيبى كه ديگر تعجبى باقى نگذارده و كژى . . .